۱۳۹۲ خرداد ۱۶, پنجشنبه

برداشت آزاد

اين روزها هركه را مي‌بيني، گوشه‌اي، كنجي خود را به خواب سپرده است. هركس گوشه‌ي امني جسته است و در خواب، چه روياها كه نمي‌بيند. رويايي‌ترين آرامي‌ها و زيباترين لحظه‌ها. اما بي‌خبر است از آن‌سوی دیگر ماجرا. نمي‌خواهند ببينند كه همه‌چيز آن‌گونه كه گفته‌اند، نيست ، و تمام این واژه ها ابزاریست برای فریفتن من و تو . گويي دروغ‌ها را فراموش كرده‌اند. باورشان نمي‌شود كه سرشان زير برف است و بر تن امپراتور جامه‌اي نيست ، آری تمام ثروت و هستی ملتی را به تاراج بردند تا خودی نشان دهند. گويي فراموش کرده ایم جنایات ها را و دلخوشیم به دیدن سراب . احساسات غالب است بر عقل و منطقمان و چه ناشیانه خود را میفریبیم . میدانم که بسیاری هم میدادند و به زبان نمیاورند ، شاید منتظر نشسته ایم تا از بین این جماعت کودکی فریاد بزند پادشاه برهنه است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر