*این برنامه "ماه عسل" که بعضاً آدم رو یاد Bitter moon میندازه و این توقع رو ایجاد میکنه که علیخانی که اینهمه احساسی و پاکه، آخرای مجموعه یه گنگ بنگ زنده بزنه و برینه تو تمام تصورات پروانهایِ بیننده.
*این علیخانی کونپلنگ که با به بازی گرفتن احساسات مردم داره مخاطب جذب میکنه. مث همین برنامهاش که یهو یه پسرکی رو آوردن و دادن به یه زن و مرده که بچهشون تازه فوت کرده. بعد زنه زد زیر گریه و علیخانی اشک ریخت و اینجور آبغوره گیریا.
در این مورد کلاً دو حالت میشه در نظر گرفت:
1-یا زن و مرده نمیدونستن که قراره بهشون بچه بدن و قرار شد سورپرایز بشن که در این صورت برنامه ماه عسل به شکلی ریده که حتی آلو بخارا هم کم آورده. آخه دیوثا بچهی بیسرپرست "لواشک هفت میوهی گلین" که نیست اینجوری یهو هدیه میدید به هم.
2-زن و مرده میدونستن که در این صورت هم باز بوی عن به مشام میرسه. خب اون گریه و هیجان زدگیِ زنه چی بود پس؟ یعنی همهش فیلم دیگه؟ بغض علیخانی رو کجای کون سیام بذارم؟
*این شلوار قرمز پوشیدن که اگه میدونستیم اینقدر یکی رو بیدلیل معروف میکنه، یه عکس با شرت هفتیِ قرمز میگرفتیم و میذاشتیم کاور فتوی ژانر.
*این علیخانیِ خود اُپرا وینفری پندار که تمام همتش رو به خرج میده تا به بیننده القا کنه: "از تو بدبخت تر هم هست. همین گوهی هم که به برکت نظام کوفت میکنی شاکر باش"
*این علیخانی و حسنی و امثالهم که با تیپای جوون پسند زدن، تیکههای به روز انداختن و با اجتناب از فرو کردنِ ارکان نظام به شکلی علنی در حلق، با قدرتی بیمثال تبدیل شدن به نسل جدید مجریهای خایهمال.
منبع :پیج ژانر
